خرید بک لینک
#داستانک_معنویجوانی را اجل در گرفت و زبانش از گفتن «لا اله الا الله» بند آمد. نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمدند و جریان را گفتند. آن حضرت برخاست و نزد آن جوان رفت. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتن شهادتین را بر آن جوان عرضه کرد، ولی زبان او باز نشد.حضرت فرمود آیا این جوان نماز نمی خوانده و روزه نمی گرفته است؟ گفتند بله، نماز می خواند و روزه می گرفت. حضرت فرمود آیا مادرش وی را عاق نموده است؟ گفتند بله. حضرت فرمود مادرش را حاضر کنید. رفتند و پیرزنی را آوردند که یک چشم وی نابینا بود. پیامبر به پیرزن فرمود پسرت را عفو کن. گفت عفو نمی کنم، چون لطمه به صورتم زده و چشم مرا

برچسب: مادر,شبیه,هیچکس,نیست, نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:42

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد روزی از زندان دنیاسیر در دنیای معنا بی زمان و بی مکانوصل در عین جدایی زندگی با جان جان..زندگی با جان جانعاشقان در شوق پروازند از این خاکدانچون که باشد پای یک عشق خدایی در میان...

برچسب: آیا,خدا,عبادت,نیاز,دارد؟, نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:42

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:14

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:14

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 2:14

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 22:06

#داستانک_آموزندهدو پیرمرد که یکی از آنها قد بلند و قوی هیکل و دیگری قد خمیده و ناتوان بود و بر عصای خود تکیه داده بود، نزد قاضی به شکایت از یکدیگر آمدند.اولی گفت: به مقدار ١٠ قطعه طلا به این شخص قرض دادم تا در وقت امکان به من برگرداند و اکنون توانایی ادا کردن بدهکاریش را دارد ولی تاخیر میاندازد و ا

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 22:06

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 22:06

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 22:06

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را مناظره امام علی علیه السلامبا علمای یهودروزی سه تن از علمای یهود با سوالاتی چند به نزد امیرالمومنین علی (ع) آمدند و پرسش هایی را مطرح ساختند و حضرت تنها به این شرط راضی به پاسخ دادن به آن ها گردیدند که اگر آن پاسخ ها را موافق با تورات یافتند هر سه تن یهودی به دین

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

داستانک آموزنده پادشاهی دیدکه خدمتکاری بسیار شاد است ، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم. پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت:قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است، پادشاه پرسید گروه

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 2:36

عاقبت ما کشتی دل را به دریای جنون انداختیمعاقبت عشق زمینی را به عشق آسمانی باختیمتا رها گردیم از دلواپسی در آنسوی خط زمانما در عرش کبریایی خانه ای از جنس ایمان ساختیمبا تو ام با نی عالم با تو ام ای مهربانمای تو خورشید فروزان من شبم شب را بسوزانکوچکم با قطره بودن راهی ام کن سوی دریاعاقبت باید رها شد

برچسب: نویسنده: حمید زارعیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت: 13:10

صفحه بندی